![]() |
![]() |
|
| فقط براي تشكر از زحمات گل آقايي ها براي نقاشي لبخند بر لب كودكان |
یک جوان 24 سالهی ایرانی به نامِ حمید نظری در اقدامی ابتکاری و افتخارآفرین، ترتیبی داده است که در سایت گوگل سه لینک نخست در پاسخ به جست وجوی عبارت Arabian Gulf مخاطب را به جستوجوی عبارت Persian Gulf راهنمایی میکند و سوق میدهد. برای مشاهدهی شاهکار این نابغهی ایرانی، و همچنین برای کمک به تداوم و تحققِ هدفی که او و همهی ایرانیان دنبال میکنند، عبارت مجعول |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 13:25 توسط علي دانشيان |
|
|
در اين شماره ميخوانيد و ميبينيد: به همراه پوستر كاكا به قلم شهاب جعفرنژاد و كاريكاتور زندهياد قيصر امينپور به قلم حسين صافي. اين شماره بچهها گلآقا را با قيمت 200 تومان از روزنامه فروشيها بخواهيد روی جلد این شماره:
پشت جلد اين شماره:
پوستر اين شماره:
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 13:26 توسط علي دانشيان |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 18:24 توسط علي دانشيان |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 13:8 توسط علي دانشيان |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 13:5 توسط علي دانشيان |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 12:48 توسط علي دانشيان |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 12:46 توسط علي دانشيان |
|
|
سردبیر ماهنامه گل آقا :
شاید انتشار گل آقا متوقف شود / به جای پول به ما کاغذ یارانه ای بدهند گیتی صفرزاده از احتمال توقف انتشار این ماهنامه 17 ساله به دلیل عدم موافقت ارشاد در دادن سهم یارانه کاغذ به آن خبر داد. گیتی صفرزاده سردبیر ماهنامه گل آقا در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به تصمیم موسسه گل آقا به عدم انتشار این نشریه در ماه رمضان، گفت: ماهنامه گل آقا در حال حاضر با مشکلات زیادی روبروست که عمده این مشکلات مالی هستند گو اینکه انتشار نشریات طنز در ایران همیشه با مشکلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی روبرو بوده است. وی افزود: سال گذشته نیز ما به خاطر برخی مشکلات مجبور شدیم که نشریه "بچه ها گل آقا" را به صورت نامنظم و تنها در 16 صفحه منتشر کنیم. امسال هم با توجه به تغییراتی که در معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد صورت گرفته است؛ گویا یک سردرگمی اساسی در تصمیماتی که برای نشریات گرفته می شود وجود دارد و هیچ گونه برنامه ریزی مشخصی برای حمایت از نشریات وجود ندارد. سردبیر گل آقا در این باره اضافه کرد: اخیراً یارانه کاغذ ما را حذف کرده اند و به جای آن به ما پول می دهند که این مبالغ بسیار ناچیز نمی تواند هیچ کدام از مشکلات را حل کند. صفرزاده با ابراز نگرانی از احتمال عدم انتشار ماهنامه گل آقا به دلیل مشکلات مالی، در عین حال ابراز امیدواری کرد که بعد از ماه مبارک رمضان راه حلی اساسی برای حل این مشکلات به کار گرفته شود. به گزارش مهر، پوپک صابری فومنی مدیر مسئول ماهنامه گل آقا در سرمقاله تازه ترین شماره مجله، با اظهار نگرانی از شرایط موجود برای انتشار نشریات طنز در ایران، گفته است "در روزگاری که پاس داشتن لبخند به خون دل و مرارت مهیا میشود و خدمتگزاران مسؤولیت های فرهنگی خود را فراموش کردهاند، تهیه و چاپ یک نشریه طنز به هکذا بی شباهت به شکاندن شاخ غول نیست." وی در ادامه افزوده است: از همین رو و به احترام فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ماه نزول قرآن، شماره آتی ماهنامه را منتشر نمیکنیم. در مهمانی خدا لب فرو میبندیم تا اگر مجالی فراهم آمد بعد از آن به شما بگوییم که در ادامه راه دشوار و پرمخاطره "طنز گلآقایی" - که آرزویی جز نشاندن گل لبخند بر چهره هموطنانمان نداشت - چگونه به اینجا رسیدیم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 12:44 توسط علي دانشيان |
|
|
معاونت اجتماعي نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران، همزمان با هفته ناجا، اولين جشنواره «هنر و امنيت» را برگزار مينمايد. از كليه علاقهمندان دعوت ميشود تا آثار خود را در چهار حوزه كاريكاتور، تصويرگري، عكاسي و پوستر به دبيرخانه جشنواره ارسال نمايند.
اهداف جشنواره: * تشويق جامعه هنري كشور براي پرداختن به موضوعات مرتبط با نظم و امنيت اجتماعي. * ايجاد زمينه مناسب براي ارتباط فرهنگي ميان هنرمندان و نيروي انتظامي. * استفاده از ظرفيت گسترده هنرهاي تجسمي براي انتقال مفاهيم نظم و امنيت اجتماعي. * آرايه عملكرد و خدمات پليس در سطح جامعه با استفاده از ابزار هنر. * برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبين آموزش همگاني با بهرهگيري از ابزار مؤثر هنر. موضوعات: جامعه امن از نگاه هنرمندان، جامعه ناامن از نگاه هنرمندان مقررات و ضوابط شركت در جشنواره: 1ـ هر شركتكننده ميتواند آزادانه در يكي يا همه بخشها اعم از پوستر، عكس، تصويرسازي و كاريكاتور شركت نمايد. 2ـ تكنيك و شيوه اجراي آثار آزاد است. 3ـ هنرمندان ميتوانند در هر بخش حداكثر با 4 اثر در مسابقه شركت نمايند. 4ـ آثار ارسالي بايد اصل بوده و بدون قاب و حاشيه ارائه گردد. 5ـ قطع آثار در بخش پوستر 70×50 يا 70×100 سانتيمتر، در بخش عكس حداقل 30×21 و حداكثر 70×50 سانتيمتر، در بخش كاريكاتور حداقل 30×21 و حداكثر 42×30 سانتيمتر و در بخش تصويرسازي حداكثر 42×30 سانتيمتر باشد. 6ـ در بخش پوستر لازم است فايل كامپيوتري اثر با فورمت tif و با دقت dpi300 و به صورت cmyk ، همراه اثر باشد. 7ـ در بخش عكس، در صورت استفاده از دوربين ديجيتال، ميبايست فايل اثار با فورمت tif و با دقت dpi300 به دبيرخانه ارائه گردد. 8ـ ضروري است پشت هر اثر نام و نام خانوادگي، عنوان اثر، تلفن، آدرس و ايميل هنرمند قيد گردد. 9ـ دبيرخانه مجاز است از آثار در تبليغات و انتشارات استفاده نمايد. 10ـ آثار ارسالي توسط هيأتي تخصصي در هر بخش، در دو مرحله، گزينش و داوري خواهد شد. 11ـ آثار راه يافته به مسابقه در كتابي چاپ و يك نسخه براي تمامي هنرمندان پديد آورنده آنها ارسال خواهد شد. 12ـ شركت در جشنواره به منزله پذيرفتن كليه شرايط آن است. جوايز: نفر اول در هر حوزه: تنديس جشنواره، لوح تقدير و 000،000،20 ريال نفر دوم در هر حوزه: تنديس جشنواره، لوح تقدير و 000،000،15 ريال نفر سوم در هر حوزه: تنديس جشنواره، لوح تقدير و 000،000،10 ريال زمان تحويل آثار: 17 شهريور تا پايان وقت اداري 31 شهريور زمان برگزاري: 24 تا 30 مهرماه، همزمان با هفته ناجا محل برگزاري: متعاقباً اعلام خواهد شد. هيأت انتخاب و داوري آثار: متعاقباً اعلام خواهد گرديد. آدرس دبيرخانه: خيابان شهيد مطهري، خيابان سليمان خاطر، كوچه اسلامي، شماره 31 تلفن: 2ـ88329670 فاكس: 88301929 دبيرخانه بخش كاريكاتور: خيابان فردوسي، كوچه شهيد شاهچراغي، مؤسسه كيهان، كيهان كاريكاتور، تلفن: 33114226 فاكس: 33114228 براي اطلاعات بيشتر به سايت مسابقه مراجعه فرماييد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 12:42 توسط علي دانشيان |
|
|
سلام،آقا اين روزها كه كتاب هفتم هري پاتر رفته رو پيشخون روزنامه فروشي ها!ببخشيد جو گل آقايي ما رو گرفت!رفته تو كتاب فروشي ها و فرت و فرت فروش مي ره دست به كار شديم و چند خطي در مورد هري پاتر نوشتيم. البته چون ما با معرفاتيم ذكر مأخذ مي كنيم:پخش اول اين مطلب كه در مورد فروش كتاب است را از رو دست بروبكس گل آقايي نوشتيم!؟
پايان جادوي هري پاتر! هری پاتر و یادگاران مرگ(Harry Potter and the Deathly Hallows )نام هفتمین و آخرین کتاب از مجموعهٔ کتابهای داستانی هری پاتر است كه ساعت11:23روز جمعه29تيرماه (20جولاي2007) سرانجام پس از سالها انتظار فروش آخرين جلد از مجموعه كتابهاي هري پاتر با عنوان قديسان مرگبار در سراسر جهان آغاز شد.رولينگ(نويسنده ماجراهاي هري پاتر)هم پياز داغ ماجرا را با نوشتن اين پست در وبلاگش(آن هم چندساعت مانده به آغاز فروش كتاب)زياد كرد:«تا چند ساعت ديگر آنچه بر سر هري،رون،هرميون و سايرين مي آيد در ماجراي نهايي مشخص مي شود...» کتاب هفتم به ويژه از اين نظر هيجان انگيز است که سرنوشت نهايی قهرمانان مجموعه داستانهای هری پاتر را روايت می کند. نسخه انگلیسی کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ در ساعت 11:23 روز ۲0 ژوئیه ۲۰۰۷ به وقت محلی کشورهای مختلف جهان در کتابفروشیهای بیش از ۹۳ کشور جهان از جمله ایران پخش شد. اما سؤال اصلي كه خوانندگان هري پاتر در سراسر جهان مشتاق بودند در كتاب هفتم به جواب آن پي ببرند اين بود كه«آيا هري پاتر مي ميرد؟»پاسخ اين سؤال تا قبل از روز فروش كتاب،در جعبه هاي مهروموم شده سفيدرنگ در محلي كه انبار كتابهاي چاپ شده بود، نگهداري مي شد.مي گويند قبل از انتشار كتاب در سراسر جهان تنها بيست نفر از سرنوشت هري پاتر و دوستانش مطلع بودند كه آنها هم دوستان و اعضاي خانواده رولينگ و ناشران كتابش بودند. اما رولينگ موقع نوشتن آخرين كتاب هري پاتر چه احساسي داشت؟او در گفتگوي تلويزيوني با شبكه بي.بي.سي از اين واقعيت كه در آخرين لحظه،آخرين كلمه از كتاب هري پاتر و قديسان مرگبار را تغيير داده،پرده برداشت.او درباره احساسش در زمان تمام كردن كتاب گفت:«وقتي نوشتن بخش از كتاب را كه به پايان آن نزديك بود تمام كردم،به گريه افتادم.» اما ويدا اسلاميه(يكي از مترجمان كتابهاي هري پاتر به زبان فارسي)درباره جلد آخر هري پاتر چه مي گويد؟ اسلاميه فصل ابتدايي اين كتاب را مثل چند كتاب ديگر هري پاتر تكان دهنده توصيف كرده بود گفت:«دانستن اين موضوع برايم جالب بود كه در كتاب هفتم معلوم مي شود دامبلدور واقعاً مرده يا مرگ او صحنه سازي يا بخش از يك نقشه نبوده.» اسلاميه درباره اينكه در كتاب هفتم چه كساني مي ميرند، گفت:«اجازه بدهيد به برخي نامها اشاره نكنم اما همين قدر بدانيد كه عده زيادي از مردم و آدمهاي مهم جامعه جامعه مي ميرند.مثل وزير سحر و جادو كه كشته مي شود و كسي كه دست نشانده ولدمورت است جاي او را مي گيرد و خوب حتماً مي توانيد حدس بزنيد پس از اين اتفاق ها چه وضعيت شلوغ پلوغي به وجود مي آيد!» اين واقعيت هم كه قديسان مرگبار آخرين جلد از مجموعه داستانهاي هري پاتر است شيريني مطالعه آن را به كام بعضي ها تلخ كرده.به همين دليل يك ميليون نفر از طرفداران هري پاتر با امضاي طوماري از رولينگ خواسته اند نوشتن جلدهاي بعدي اين داستان را هم ادامه بدهد. چند روز قبل از انتشار كتاب دو روزنامه نيويورك تايمز و بالتيمورسان با چاپ دو نقد درباره جلد هفتم هري پاتر كه بخشهاي زيادي از داستان را لو مي داد باعث عصبانيت رولينگ شدند!نويسنده هري پاتر پس از مطالعه اين دو نقد،چاپ انها را توهيني دانست به ميليونها كودكي كه مخاطب اين كتاب هستند.جالب است بدانيد ناشر هري پاتر10ميليون پوند خرج اقدامات حفاظتي و امنيتي كرده بود تا داستان كتاب قبل از انتشار آن لو نرود! اسلاميه درباره جلد آخر كتاب هري پاتر توضيحات بيشتري مي دهد:«كتاب607صفحه است و در36فصل تنظيم شده.سرعت و ريتم داستان نسبت به كتاب ششم بسيار تندتر است و در آن از مسائل حاشيه اي خبري نيست.حتي طلسم جديد يا موجود جديدي هم وارد داستان نمي شود و رولينگ در كتاب هفتم از همان چيزهايي كه در شش كتاب فبلي مطرح كرده بود استفاده مي كند.» رولينگ همزمان با انتشار آخرين كتابش در موزه تاريخ لندن يك مهماني ترتيب داد كه در آن1700نفر از طرفدارنش كه به قيد قرعه انتخاب شده بودند حضور داشتند.او در اين مهماني نسخه هايي از كتاب هري پاتر و قديسان مرگبار را امضا كرد و به مهمانان هديه داد.او بخشهايي از كتاب را هم خواند تا حاضران با صداي نويسنده از آنچه بر سر هري مي آيد مطلع شوند. اما خانم اسلاميه چه زماني ترجمه كتاب را تمام مي كند؟او در پاسخ به اين سؤال گفت:«احتمالاً دو ماه ديگر ترجمه فارسي در اختيار علاقه مندان قرار مي گيرد.ما،در اين مدت واقعاً به صورت فشرده كار مي كنيم تا كتاب در كمترين زمان ممكن در اختيار بچه هاي ايران قرار بگيرد.» او در ادامه گفتگو،به دو سؤال ديگر ما هم جواب داد؛سؤال اول ما اينكه:«اگر بتوانيد تنها يك سؤال از نويسنده هري پاتر بپرسيد آن سؤال چيست؟»كه اسلاميه در جواب گفت:«مي پرسم كتاب بعدي اش درباره چيست و چه زماني نوشتنش را شروع مي كند!؟» او در جواب آخرين سؤال از احساسش درباره اينكه نويسنده پرفرش ترين كتاب جهان يك زن است حرف زد:«من به عنوان يك زن خيلي راحت تر با كلمات و متن رولينگ ارتباط برقرار مي كنم.به نظرم خانمها در نوشته هايشان به مسائل ظريف تر و عاطفي تر مي پردازد.مطئنم اگر يك مرد داستانهاي هري پاتر را مي نوشت،سراسر اين داستانها فقط زد و خورد و جنگ بود!» راستي به نظر شما در پايان آخرين كتابي كه به داستان زندگي او مي پردازد مي ميرد؟ روپرت گرينت (رون ويزلي): "من خيلي مشتاقم كه ببينم با وجود تمام شايعات چه اتفاقي ميفته، كي زنده مي مونه و كي مي ميره. من از چند نفر شنيده م كه ممكنه هري بميره." دنيل رادكليف (هري پاتر): "واقعاً؟ من فقط تازگي ها شنيده م بعضي ها دارن سر زنده موندن يا مردن شرط مي بندن. خنده داره. تنفرانگيزه. (مي خندد) مردم بايد واقعاً منو دوست داشته باشن. نمي خوام به عنوان يك كاراكتر بميره، ولي نمي دونم. چون من اين رمان ها رو نمي نويسم، و وقتي دربارۀ يك پيش گويي در مورد اون و ولدمورت فكر مي كنم راه ديگه اي براي تموم كردن اين رمان ها به ذهنم نمي رسه. يكي از اونا بايد بره." اما واتسون (هرميون گرنجر): "من يه جورايي معتقدم هرميون زنده مي مونه. نمي دونم چرا، ولي فكر مي كنم اون زنده مي مونه." گرينت: "رون ممكنه بميره. من دوست دارم يه صحنۀ مرگ رو بازي كنم. اگه توي يه مبارزۀ درست و حسابي باشه، خيلي با حال ميشه. اگه براي نجات جهان بميره." رادكليف: "اين تئوري رو از كسي دزديدم. اون فكر مي كرد كه اسنيپ مي خواد جاي ولدمورت رو بگيره، و به نظرم ايدۀ خيلي خوبيه. به نظرم از جي.كي.رولينگ بعيد نيست اين كارو بكنه، ولي احتمالاً اسنيپ نيت كاملاً بدي داره، و همه مون به زودي حقيقت مي فهميم." گرينت: "به نظرم اسنيپ كاملاً بدكاره. قبلاً هم گفتم كه اون بده. بد بودن اون منطقي به نظر مياد." واتسون: "به نظرم اسنيپ خوبه. به نظرم اسنيپ بايد دامبلدور رو مي كشت تا اعتماد ولدمورت رو جلب كنه، و در اصل همين باعث شكستش ميشه." آلن ريكمن (پروفسور اسنيپ): "من اونجا تعلق ندارم. نچ." ايملدا استانتون (پروفسور آمبريج): "تو كتاب ششم به آمبريج اشاره شده، پس مي تونه تو كتاب هفت باشه، ولي شما كه نمي خواين اون برگرده، واقعاً مي خواين؟ شايد ببينيم اون تو يه راهرو راه مي ره." باني رايت (جيني ويزلي): "در آخر كتاب ششم، من و هري به خاطر ولدمورت نمي تونيم با هم باشيم، چون اون متوجه ميشه. اگه رابطه شون حفظ بشه خيلي جالب ميشه." گرينت: "يه جورايي به فكر همه رسيده كه رون و هرميون به هم مي رسن. هر كس مي گه تو كتاب هفتم بين اونا اتفاقي ميفته. من غافلگير نمي شم. واقعاً، قابل انتظاره." واتسون: "اميدوارم در آخر رون و هرميون به هم برسن. زوج خوبي مي شن. و دوست دارم هرميون به يك جايي اعتراض كنه، و يه كاري براي جن هاي خونگي بكنه. و نويل لانگ باتم گياهشناسي درس بده! و دراكو خودش رو آزاد كنه! به نظرم اين طوري خيلي باحال ميشه." رادكليف: "مي دونين چيه؟ جي.كي.رولينگ از هر كسي تو دنيا بيشتر از اين داستان ها اطلاع داره، براي همين تنها پيش بيني من اينه كه داستاني رو رو مي كنه كه هيچ كس ديگه اي پيش بيني نكرده باشه." داستان از خانه لوسیوس مالفوی آغاز می شود جایی که لرد ولدمورت و مرگخواران نقشه به قتل رساندن هری پاتر را به دلیل بی اثر شدن جادوی آلبوس دامبلدور در هفدهمین سالروز تولد او میکشند. در این کتاب درباره گذشته دامبلدور به این حقیقت پی می بریم که پدر دامبلدور (پرسیوال) جنون مشنگ آزاری داشته و در آزکابان (زندان جادوگرها مرده است )... در همین حال هری بهمراه رون و هرمیون به دنبال جانپیچ های ولدمورت (گنجینه هایی که ولدمورت تکههایی از روح خود را در آن ها برای رسیدن به جاودانگی گذاشته است) ماجراهایی را دنبال می کنند که به کشته شدن بعضی از شخصیتهای اصلی داستان می انجامد و در این راه هری به راز وسیلههای مرگباری که صاحبش را به قدرت ارباب مرگ بودن می رساند پی میبرد که آن ها از ۳ چیز تشکیل شده اند: *چوبدستی ارشد (چوب دستی از چوب الدر که متعلق به دامبلدور بوده است) *سنگ رستاخیز (نگین انگشتر پدریزرگ ولدمورت که توسط دامبلدور در کتاب ششم، جان پیچ درون آن نابود شد( *شنل نامرئی (شنلی که از پدر هری به او ارث رسیده است( از اتفاقهای جالب این کتاب این است که مشخص میشود اسنیپ شخصیت منفوری نیست، بلکه در واقع طرفدار دامبلدور بوده و قتل دامبلدور نقشه اي بين آن دو بوده،که خود را در میان طرفداران لرد سیاه جا زده بوده تا محفل ققنوس را از نقشهها با خبر کنند.اسنیپ به دست لرد ولدمورت برای بدست آوردن مالکیت چوبدست ارشد کشته می شود و به هنگام مرگ خاطرات خود را به هری منتقل می کند و در اینجاست که هری پاتر می فهمد اسنیپ علاوه بر اینکه همواره طرفدار او بوده ، مادر هری را هم از صمیم قلب دوست داشته و در واقع عاشقش بوده است وبعلت عشق به مادر هری سپرمدافع او نیز همشکل مادر هری یک گوزن ماده بوده است. غیر از اسنیپ تعداد زیادی هم در این قسمت کشته می شوند از جمله هدویگ جغد هری پاتر، الستور مودی، دابی جن خانگی، فرد ویزلی، ریموس لوپین، نیمفادورا تانکس و ... فصل آخر به رودررویی هری و دشمن اصلیش (لرد ولدمورت) می پردازد . و در پایان ۱۹ سال بعد هری پاتر و جینی ویزلی ازدواج کرده و سه فرزند با نامهای جیمز، آلبوس-سیوروس و لیلی دارند و در کنار آنها هم رون ویزلی و هرماینی گرنجر هم با هم ازدواج کرده و دو فرزند دارند. و هری که پدر خوانده فرزند لوپین (تد لوپین) است او را به فرزند خواندگی قبول می کند. و کتاب با این جمله تمام میشود«و در این ۱۹ سال زخم هری هیچگاه او را اذیت نکرد.همه چیز خوب بود». پرسش هايي درباره هري پاتر شايد شما نيز پس از خواندن مجموعه داستانهاي هري پاتر،پرسشهاي گوناگوني برايتان پيش آمده باشد.در اينجا چند پرسش و پاسخ برايتان فراهم كرده ايم كه در سايت رسمي خانم جي.كي.رولينگ آمده است.در اين سايت نويسنده كتابهاي هري پاتر به پرسشهايي كه براي خوانندگانش مطرح شده جواب داده.براي مطالعه بيشتر مي توانيد به اين سايت با نشاني زير مراجعه كنيد: www.jkrowling.com 1)آيا كلاه گروه بندي،جان پيچ است؟ نه،نيست.جان پيچها با آوازخواني در برابر انبوه جمعيت جلب توجه نمي كنند! 2)آيا لونا دختر اسنيپ است؟ نه،پدر واقعي لونا،اقاي لاوگود،سردبير مجله طفره زن است و اسنيپ دختر ندارد. 3)آيا كچ پا جانو نماست؟ نه،نيست.اين جانور يك گربه واقعي و داراي نژادي خالص است. 4)آيا پروفسور لوپين برادر دوقلو دارد؟ نه،اما روشن است كه چنين تصوري از اين واقعيت ريشه گرفته كه نام برادر كوچك لوپين،يعني ريموس برگرفته از نام يكي از بنيانگذاران اساطيري رم است كه برادر دوقلويي به نام روملوس داشت(و بر حسب تصادف،گرگها اين دو برادر را بزرگ كرده بودند). 5)دره گودريك نام خيابان،خانه يا درخت است؟ در گودريك نام يك دهكده است. 6)خانم رولينگ،فكر مي كنيد شما در صورت شركت در گروه بندي هاگوارتز،براي كدام گره انتخاب مي شويد؟ اميدوارم براي گريفندور انتخاب شوم.چون براي شجاعت بيشتر از هر چيز ديگري ارزش قائل. 7)آيا خانم نوريس يك جانونماي ثبت نشده است؟ نه،خانم نوريس فقط گربه اي باهوش و ناخوشايند است. 8)كدام يك از شخصيتها را بيشتر دوست داريد؟ هري،هرميون،رون،هاگريد،دامبلدور،جيني،فرد،جرج و لوپين را دوست دارم و عاشق نوشتن درباره اسنيپ هستم(اما نه اينكه دلم بخواهد با او روبرو شوم!).البته شخصيت جديد دلخواهم،لونا لاوگود است. 9)اگر با لولوخورخوره اي مواجه شويد،لولوخورخوره شما به چه شكلي در مي آيد؟ به شكل همان لولوخورخوره اي در مي آيد كه مالي ويزلي در كتاب محفل ققنوس از داخل گنجه قفل شده،آزاد كرد؛به شكل جسد عزيزانم.اما اگر منظورتان ترسي است كه فقط به خود من مربوط مي شود،بايد بگويم كه از زنده به گور شدن مي ترسم!اما درست نمي دانم كه لولوخورخوره اي براي نشان دادن چنين ترسي به چه شكل در مي آيد؛شايد به شكل يك تابوت دراطرافم باشد.واي ي ي...! 10)آيا پروفسور دامبلدور پدربزرگ واقعي هري يا يكي از بستگان اوست؟ اگر دامبلدور پدربزرگ واقعي هري بود چه لزومي داشت كه او را به خانه دورسلي ها بفرستد تا با آنها زندگي كند؟! |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم شهریور 1386ساعت 12:17 توسط علي دانشيان |
|
|
به مناسبت 66 سالگي دو كلمه حرف حساب
کیومرث صابری فومنی (شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۳)، معروف به گل آقا، نویسنده، طنزنویس، و معلم ایرانی بود. وی در صومعهسرای ایران در حالی که چند روز قبل از تولد پدرش را از دست داده بود، به دنیا آمد. تولد وی همزمان با هجوم نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به ایران در خلال جنگ جهانی دوم بود و پدرش به دست نیروهای کمونیستی کشته شد. فعاليت هاي پيش از انقلاب او از دانشگاه تهران فوق لیسانس ادبیات داشت و به معلمی مشغول بود. در مدرسه همکار و دوست نزدیک رجایی شد. همزمان در مجله توفیق فعالیت میکرد و معاونت سردبیری این مجله را بر عهده داشت که با توقیف شدن توفیق فعالیت وی نیز در آن نشریه به پایان رسید. صابری، پس از انقلاب صابری پس از انقلاب در دولت موقت مهندس مهدی بازرگان به عنوان مدیر کل بازرگانی وزارت آموزش و پرورش مشغول به کار شد و با تشکیل اولین دولت، به عنوان مشاور فرهنگی نخستوزیر محمد علی رجایی به کار مشغول شد. وی در سال ۱۳۶۲، در حالی که شانس به دست آوردن پست وزارت را نیز داشت، ناگهان از همهٔ مسئولیتهای دولتی خود کناره گرفت و پس از مدتی، از روز ۲۳ دی سال ۱۳۶۳ شروع به نوشتن یادداشتهای روزانهٔ طنز با نام مستعار «گل آقا» و تحت عنوان «دو کلمه حرف حساب» با محتوای انتقاد از دستگاههای دولتی و مشکلات موجود جامعه در صفحهٔ سوم روزنامه اطلاعات کرد، که نقطه عطفی در طنز نویسی ایران و احیاگر طنز مطبوعاتی بعد از انقلاب بود. یادداشتهای «دو کلمه حرف حساب» به خاطر شرایط سال ۱۳۶۳ که متأثر از جنگ و بحثهای ایدئولوژیک و خشونت بود توانست با زبان طنز نوین خود و بهره گرفتن از شخصیتهای خیالی نظیر «شاغلام»، «غضنفر»، «ممصادق»، و «کمینه عیال ممصادق»، تحولی در جامعه ایجاد سازد که با توجه به جو محدود آن سالها، این کار فقط از گل آقا بر میآمد. هفتهنامهٔ گل آقا پس از گذشت شش سال از نوشتن یادداشتهای دو کلمه حرف حساب، صابری تصمیم گرفت که اولین هفتهنامهٔ طنز پس از انقلاب را منتشر سازد. وی با هدف تیراژ صد هزار نسخه، در ۱ آبان سال ۱۳۶۹ اولین نسخهٔ هفتهنامهٔ گل آقا را به قیمت ۱۵ تومان منتشر کرد که با نایاب شدن نسخههای اولیه مجبور به تجدید چاپ شد. از همکاران او در روزهای نخست میتوان از مرتضی فرجیان، سید ابراهیم نبوی، محمد رفیع ضیای، احمد عربانی،ناصر پاکشیر و در این اواخر منوچهر احترامی، ابولفضل زرویی نصرآباد،رضا ت رفیع و بزرگمهر حسین پور نام برد. فعالیتهای گل آقا منحصر به هفتهنامه باقی نماند. ماهنامهٔ گل آقا، سالنامهٔ گل آقا، هفتهنامهٔ «بچهها...گل آقا»، انتشارات گل آقا برای انتشار کتب طنز و کاریکاتور، و سرانجام خانهٔ طنز ایران جهت پرورش طنزنویسان جوان، از دیگر فعالیتهای کیومرث صابری بود. پایان کار هفتهنامه در ۲ آبان سال ۱۳۸۱، و در دوازدهمین سالگرد انتشار هفتهنامهٔ گل آقا، همزمان با چاپ ۵۴۸مین شماره، گل آقا تصمیم به تعطیلی هفتهنامه به دلایلی نامعلوم گرفت، و با چاپ سرمقالهٔ شماره ۵۴۸، که این بار در آن نه شاغلام و غضنفری بود و نه گل آقایی، با نام صابری از تصمیم خود برای پایان کار هفتهنامه خبر داد. موسسهٔ گل آقا گلآقا، یک مؤسسه فرهنگی است که در سال ۱۳۶۹ تأسیس شدهاست. فعالیتهای مؤسسه گلآقا شامل انتشار نشریات، کتاب، تقویم، برگزاری مسابقات و نمایشگاه، آموزش جوانان با استعداد و حمایت از طنز و کاریکاتور است. مؤسسه با کوشش و علاقه بسیار مرحوم کیومرث صابری فومنی و با کمک طنزنویسان و همکاران گلآقایی بوجود آمد و در حال حاضر فعالیتهای مذکور با مدیریت و راهنماییهای خانم پوپک صابریفومنی (دختر آقای صابری) ادامه دارد. نشریات * هفته نامه بچهها گل اقا * ماهنامه کمیک گل اقا * ماهنامه گل اقا * فصلنامه گل اقا * سالنامه گل اقا سرانجام کیومرث صابری فومنی کیومرث صابری فومنی پس از تحمل یک بیماری سنگین (سرطان خون)، در صبح ۱۱ اردیبهشت سال ۱۳۸۳ در بیمارستان مهر تهران دارفانی را وداع گفت. در حالی که به اصرار خودش جز سه چهار نفر، کسی از بیماری اش خبر نداشت تا دلی آزرده نشود و خاطری اندوهگین نگردد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 16:28 توسط علي دانشيان |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 16:21 توسط علي دانشيان |
|
|
ايسنا: جشن تصوير سال 86، همچون دورههاي گذشته از 13 آبان آغاز و تا دوم آذر ماه سال جاري، تالارها، نگارخانهها و راهروهاي خانه هنرمندان ايران را در برميگيرد.
سيفالله صمديان با اعلام اين خبر گفت: امسال جشن تصوير سال، براي نخستينبار سههفتهي برگزار ميشود. برگزار كننده جشن تصوير سال افزود، اين دوره از جشن همچون دورههاي گذشته در بخشهاي گرافيك، كاريكاتور، عكس ارائه ميشود؛ جشن داوري ندارد و هر هنرمندي به انتخاب و تشخيص خود آثارش را عرضه ميكند. صمديان توضيح داد، بخش عكس، در شاخههاي مستند اجتماعي، هنر و هنرمندان، ورزشي و نگاهي ديگر - خلاقه - تدارك ديده شده است. سردبير نشريه تصوير سال عنوان كرد، آثار در بخش عكس، با كيفيت 300DPI و اندازه 20 در30 سانتيمتر، روي سيدي پذيرفتني است. وي همچنين گفت، امسال در بخش فيلم، علاوه بر بخشهاي هميشگي جشنواره، فيلمهاي مربوط به زندگي و آثار هنرمندان، آثاري كه از خلاقيت هنري برخوردار باشند، در بخش ويژه جشنواره بهنمايش درميآيند. اين بخش آثار هنري خلاقه در رشتههاي كوتاه، مستند و ويدئو آرت را شامل ميشود. به گفته صمديان ضرورت دارد، فيلمهاي با كيفيت مطلوب، توسط DVD، به دبيرخانه جشن تصوير سال ارائه شوند. او اضافه كرد: جشنواره فيلم تصوير هنرمند نيز همچون دورههاي گذشته، به فيلمهايي با موضوع فيلمهاي مستند و داستاني، درباره زندگي، آثار و پشت صحنه كار هنرمندان رشتههاي مختلف هنري، در سالن بتهون و ناصري در دوسانس تا پايان جشنواره، ميپردازد. برگزار كننده جشن تصوير سال تاكيد كرد، پايان شهريورماه جاري آخرين مهلت براي دريافت آثار خواهد بود و با توجه به درج ثبت آرشيوي كامل مربوط به آثار رسيده، ضروري است هنرمندان اطلاعات مربوط به خود، آدرس، شماره تلفن و پست الكترونيكيشان را ثبت و آثار را به نشاني تهران، خيابان قائم مقام فراهاني، ميدان شعار، شماره 15 زنگ بالا، تحويل دهند. مراسم اين جشن هرسال با دغدغه رخدادي غيرمنتظرهاي ديگر در كشور، برنامهريزي شده و به سرانجام ميرسد؛ چنانچه اين جشنواره بهخاطر رخدادهايي همچون زلزله بم و انتخابات رياست جمهوري و جام جهاني، هر ساله، دو تا سه ماه ديرتر از دوره قبل برگزار و در نهايت در چهارمين دور با چهار ماه تاخير نسبت بهدور گذشته برپا شد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 16:20 توسط علي دانشيان |
|
|
در اين شماره ميخوانيد و ميبينيد:
اول خط، پير ما گفت/ منوچهر احترامي، وقايع اتفاقيه/ محمدرفيع ضيايي، كنزالطنز/ حسين گلستاني، مطروح اشعار/ ياشار صلاحي، فرآيند اجتماعي شدن/ مهدي دهقاني، كاريكاتور/ اوقات فراغت، يادمان/ تولدت مبارك، جان كندن يك استعداد درك نشده/ علي زراندوز، حرف تو حرف/ گفتو گو با مرتضي احمدي، تاريخچه كشاورزي/ مهرداد صدقي، كاريكاتور/ لاله ضيايي، طنز در ضربالمثلهاي آذربايجاني/ عبدالله مقدمي، كاريكلماتور/ مهدي فرجالهي، گلنا، حسنلند/ حسن كريمزاده، نشتيهاي قلم/ منوچهر احترامي، قصههاي امروزي/ فاضل تركمن، آب/ آبتين گلكار، روايت حيوانات در عصر پسامدرن/ محمدرفيع ضيايي، اختراع ناباكوف/ داود قنبري، فميكاتور/ ثنا حسينپور، بنيآدم اعضاي يكديگرند/ نسيم صباغان، آزادانه، پيف، سگي با دماغ گنده/ محمدرفيع ضيايي، طنز آموزشي، صد درصد واقعي/ توي ده شلمرود احترامي تك و تنها نبود، قدم نو رسيده، روي خط طنز و... اين شماره از ماهنامه گلآقا را با قيمت 700 تومان از روزنامهفروشيها بخواهيد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 16:20 توسط علي دانشيان |
|
|
شماره ششم ماهنامه كميك گلآقا، ويژه شهریور 86 منتشر شد.
سردبيري و مديريت هنري اين ماهنامه را كه شماره ششم آن دیدار با اعجوبهنام گرفته، برعهده امير حسين داودي است و طراحي و سايه آن را مرتضي محمد به عهده دارند. داستان آريو نوشته گيتي صفرزاده و برگرفته از حكايتهاي قديمي ايراني است. ماهنامه كميك گلآقا قصد دارد فضايي براي طرح و عرضه كميك استريپ ايراني ايجاد كند. اين نشريه را با قيمت 450 تومان از روزنامهفروشيها بخواهيد و همچنين همانطور در شماره گذشته ماهنامه کمیک گلآقا، پیشبینی سرنوشت داستان آریو را به مسابقه گذاشتیم. از میان جوابهای صحیح رسیده افراد زیر به قید قرعه به عنوان برندگان مسابقه انتخاب شدند که خواهشمندیم جهت دریافت جایزه خود با ما تماس بگیرند: نفر اول: لیلا کاظمی از مشهد- برنده سکه طلا نفر دوم: احسان کیانی از بروجرد- برنده فیلم سینمایی و بازی فکری نفر سوم: مرجان فرضی از شهرری- برنده فیلم سینمایی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 16:19 توسط علي دانشيان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
علي دانشيان
در سال1373خورشيدي در شهراردبيل مركز استان اردبيل به دنيا آمدم.در2سالگي ماما و در3سالگي بابا گفتم.در7سالگي به عنوان يك كلاس اولي وارد دبستان دولتي معلم اردبيل شدم.پنج سال تحصيل در اين مدرسه مثل باد گذشت و در همين موقع يك خروار كتاب تست ريخت روي سرم كه سال پيش پسر ويدا خانم(همسايه سمت چپ)در امتحان تيزهوشان قبول شده و مبادا پسر فريده خانم(همسايه سمت راست)هم امسال قبول بشه و تو قبول نشي.اما به طرز باور نكردني من هم قبول شدم و پسر فريده خانم هم قبول نشد(دلم خنك شد!).فعلا هم در مركز آموزشي شهيد بهشتي اردبيل مشغول به تحصيل هستم و همچنين در ضمن تحصيل مشغول به انتشار گاهنامه تجربي اولي ها هستم.فعاليت با نشريات گل آقا را از سال1384به عنوان يك همكار شروع كردم. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|